نغمه دل |
|||
ی که یک عمر شعار تو جفا کاری بود کاش یک ذره تو را مهر و وفاداری بود دوش در حلقه زلف تو گرفتاران را شرح اشفتگی و رنج و گرفتاری بود جمع دیدم همه در او صفت حسن و جما ل لیکن افسوس که ازمهر و وفا عاری بود دل میازار که شد زرد رخ از باد خزان لاله روئی که در او خوی دل ازاری بود چشم عیّار تو با یک نظرا فکند به دام هر که را شهره دراین شهر به عیّاری بود خواب دیدم که شدم دست دراغوش توکاش کانچه دیدم همه در خواب به بیداری بود اختران شاهد حا لند که بی ماه رخش کوکب اشک زچشمم همه شب جاری بود شوق جانبازی پروانه نگر کاندر عشق قــدم اول پــروانــه فــداکــاری بـود «قاسم رسا» نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |